X
تبلیغات
رایتل

مامیچکا، یک تُنگ بلور

مرا اینگونه باور کن

موی بلند

و زنده باد کسی که اتوی مو رو اختراع کرد و به جامعه نسوان عرضه داشت...


دیروز یه مجلس یاسین مهمون بودیم منم موهامو اتو کردم.. هرچند خانم والده از اول تا اخرش غر زد که چرا موهاتو سیخونک کردی (محض اطلاع خانم والده ما از موی فر خوشش نمیاد منم که تازگی ها عاشق فر و بابلیس شدمو اجازه نمیده فر کنم... اینکه اجازه نمیده نه اینکه ور میداره قایم می کنه یعنی انقدر نق می زنه و رو اعصاب ادم راه میره که به کل پشیمون می کنه ادمو...وقتی که صاف می کنم میگه چرا سیخ کردی...کلا بشریه این ادم)


امروز که موهامو جلو اینه شونه کردم  و به سبک خارجی ها چند مدل مختلف به موهام و صورتم دادم از اون ژست های اتلیه ای و دست اخر هم موهامو دورم ریختم (این که می گم خارجی حق دارم والا ما که تو تلویزیون ایران از این چیزا ندیدیم همش وایمیسن جلوی اینه گریه می کنن) تو اینه که داشتم به مدل و بلندی موهام نیگا می کردم دیدم خیلی وقته که من موی بلند نداشتم... لااقل تا این اندازه بلند.... اخرین باری که موهام تقریبا تا این اندازه بلند بود حدود 10 سال پیش بود... بعدش هم همش کوتاهی و کوتاهی....

یه این فکر کردم که بچه بودم چقدر دوست داشتم موهام بلند بود مثل موهای پت و من که همیشه یا دم اسبی می کردن یا می بافتن... و همیشه این ارزو تهش به یه تلخی ختم میشه... یاد اون روزهایی می افتم که بایستی حجابهای سفت و سختی رو رعایت می کردیم.... حالا شما جامعه اون زمان رو با یه خانواده مذهبی و سختگیر در نظر بگیرید...چقدر دنیا برایتان جهنم میشه؟؟

اول راهنمایی بودم یادمه اون زمانها مقنعه هامونو می دادیم دخترخاله بابام برامون می دوخت دقیقا فلسفه اش رو نمی دونم چرا از بیرون نمی خریدیم...اهمیتی هم برام نداره...حالا یه تکه پارچه از نظر من بی مصرف (دقت کنید گفتم از نظر من) رو از بیرون بخری یا بدی بدوزن ... فریبا دیدش و گفت کمی کوتاه میشه... اون زمان ها هم مد بود موها رو میبافتن و از روسری یا مقنعه می زاشتن بیرون... منم با ذوق گفتم اشکالی نداره می خوام موهامو بلند کنم و ببافم و بزارم بیرون....

من یه دختر ساده 12 ساله بودم با تمام ارزوها و حسرتهای 12سالگی... که جذابیتهایی ظاهری و بیخودی که الان به چشمم نمیاد اون زمانها حکم شاهکار رو داشتن... بماند که خانم والده خونه اومدنی چه دماری از روزگارم دراورد که می خوای موهاتو بزاری بیرون هانننننن؟؟؟؟ و چند روز بعد هم موهای نه چندان بلند من به دست ارایشگر سپرده شد و بماند که من در تمام مدتی که زیر دست ارایشگر بودم بغض داشتم (انقدر بچه مغرور و بیخودی بودم که گریه هم نکردم)

الان گذشته... منم گلایه نمی کنم... هیچوقت گلایه نکردم.. موهام دارن بلند می شن... وقتی بیرون میرم زیاد با موهام ور نمیرم و معمولا از پشت سرم بیرون نمی زارم کلا از صرافت مو درست کردن و اینا افتادم... ولی هر دختر بچه ای رو می بینم که موهاشو درست کرده.. می رم به اون لحظه ای که منو از رویای خوشگلم قیچی کردن...


پ.ن. سارا جونم ببین اگه فونتش خوب نیست عوض کنم
[ جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 01:17 ق.ظ ] [ نسترن ] [ 23 جام بلور ]