X
تبلیغات
رایتل

مامیچکا، یک تُنگ بلور

مرا اینگونه باور کن

تا ثریا

چند وقت پیش به پیشنهاد تنی چند از دوستان نشستیم پای دیدن سریال وطنی تا ثریا....

ههرچند که اهل فیلم سریال انهم از نوع وطنی نیستیم ولی به خاطر گل روی دوستان قبول کردیم...

از بازی نه چندان خوب ازیتا حاجیان که بگذریم ( می گویم نه چندان خوب چون به نظرم بازی خوب و عالی در تی وی خیلی کم داریم شاید انگشت شمار..) و بخشهای اعصابخرد کن سریال را هم کنار بگذاریم به این نتیجه می رسیم که این اقای کارگردان حرفه ای کاری ندارد به جز درجا زدن... 

سریالهای قبلی اش را هم که در نظر بگیریم این اقا واقعا حرف خاصی برای گفتن ندارد و کل سریالش از یک خط مشی بیرون نمی رود و در تمام  سریالهایش دست کم یک قتل اتفاق می افتد چه خواسته چه ناخواسته....

ایا واقعا در هر ماجرای اینجوری نزول و نزولخوری در کشور ما یک چنین ماجرایی اتفاق می افتد؟؟ ایا سیر دادگاههای ویژه قتل به این سرعت و سهولت اتفاق می افتد؟ ایا با انجام گناهی مثل ربا به همین راحتی توبه ادم پذیرفته میشود؟؟ بدون یک شب شبزنده داری؟؟ یک گریه حسابی؟؟همیشه زندگی اخرش گل و بلبل می شود؟؟

ایا در دنیای امروز یک پسر 19-20 ساله تهرانی به این سرعت به دنبال تشکیل زندگی و خانواده است؟؟ یعنی انقدر عقلش نمی رسد؟؟ انهم زمانی که دخترهای 24-25 ساله هنوز هم به دنبال ازادی بال هستند و نمی خواهند خودشون رو درگیر ازدواج کنن...

یعنی اون پسره به این سرعت تونست قاپ دختره رو بدزده؟؟ و ایا دختره راه دیگه ای به جز نشان دادن یه حلقه کذایی به پسره نداشت؟؟ پدر و مادر این وسط چه کاره اند؟؟ ایا زمانی که پویا مادر و پدر عسل را توی پاساژ به شام دعوت می کند و پدر و مادر به صرف اینکه حرف پویا بس است قبول می کنند؟؟ انهم پدر و مادری که همش دم از بزرگتر و کوچکتری و اداب و رسوم میزنند؟؟ من نمی گویم سختگیری کنند ولی پدر و مادری که عقلشان را بدهند دست دوتا بچه اوشکول نباید انتظار بیشتری داشت...

مانده ام در کار حمید... درست است که ادم نباید به ان شدت هم ابروی کسی را ببرد ولی طرفداری هایش از اقا رضا هم خیلی مغرضانه و خیلی عجیب و بیش از اندازه به نظر می رسه...

یا مثلا ان اقای طلب کار که مدام می خواست بنزین بریزد روی خودش و اتش بزند... کارگردان می خواهد چه چیزی بگوید؟ اینکه ان فقیر بیچاره هایی که گل می فروشند سر چهارراه انقدر پولدارند که 120 میلیون نزول می دهند؟؟ ایا این اقای گل فروش با 120 میلیون نمی توانست یه کار ابرومند برای خودش دست و پا کند؟ ایا همون کار بهتر از گدایی نیست؟؟ یا لغاتی که به کار می برد مثل بی فرهنگ و بی ادب و بی هنر... ایا گداهای سر چهارراه های ما انقدر با ذوق و قریحه هستند که برایشان بی هنر بودن فوش خواهر مادر است... یا نه این فوشها تنها نماینده فوشهایی هستند که از فیل تر صدا و سیما رد نشده اند که اگر اینگونه است چرا باید اصلا فوشی باشد....

با عوامل سریال هم که حرف بزنیم هم کارگردان عالی بود و هم فیلم نامه موضوع بکری داشت و هم بازیگران عالی بازی کردند و هم عوامل  حرفه ای بودند... پس نمی دانم چگونه است که سریالها انقدر ابکی از اب در می اید....

حرف زیاد و زمان کم....

همین قدر که اینگگونه سریالها تنها هدر دادن بودجه و وقت است که هر کسی پای این سریالها بنشیند نه به نکات اموزنده ان توجه می کند نه به دنبال پیام داستان است تنها از زور بیکاری است و اعصابی که خرد می شود....


[ جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 12:45 ق.ظ ] [ نسترن ] [ 20 جام بلور ]