مامیچکا، یک تُنگ بلور

مرا اینگونه باور کن


تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

یه همچین جایی

الان یه همچین جایی رو احتیاج دارم

(کتابخانه خانگی ام تو المان)



[ چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 7:07 PM ] [ مامیچکا ] [ 19 کلام پرتقالی ]


قلب من

طفلی قلب من....

گیر یک ادم سادیسمی افتاده که در دنیا لنگه ندارد..

گاهی تنگش می کند

گاهی فشرده اش می کند

گاهی می شکندش

گاهی تکه تکه اش می کند...

دست اخر هم سنگش می کند...

بعد راه به راه می رود و می اید 

تو سر این سنگ می زند و می زند...

واقعا مگر یک قلب چقدر طاقت دارد؟؟

نمی ایستد که تمامش کند خلاص شویم...


پ.ن. تلفن می زنیم با دوستانمان گپی بزنیم و دردلی بکنیم.. تا می گوییم چه خبرا تو بگو یهوووو می پرند در جلد فرناز قاضی زاده و ستاره درخشش و هرچه خبر هست تو دنیا می ریزند رو دوی..بعدش خانوم والده صدایمان می زند که یعنی چقدر حرف می زنی تلفونو قطع کن....قطع می کنیم و می مانیم با حرفهای نگفته مان
[ دوشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 6:28 PM ] [ مامیچکا ] [ 19 کلام پرتقالی ]


to live my dreams

اولین گام رو برای به واقعیت تبدیل کردن رویام برداشتم

از دوتا اموزشگاه درباره کلاسهای زبان المانیشون پرسیدم...اموزشگاهی که خودم تدریس می کنم هم دپارتمان زبان المانی داره...

اموزشگاه اول: ترمی 69 تومن

اموزشگاه دوم: ترمی 100 تومن

اموزشگاه سوم(همین اموزشگاه خودم): ترمی 120 تومن


با یه حساب سرانگشتی همون اموزشگاه اول خیلی بهتره چون هر ترمش سه ماهه و من می خوام با ارامش خیال یادگیری زبان المانی رو شروع کنم (دوی سرعت که نیست جانم زود تموم بشه)

تازه یه فکر های شیطانی به سرم زده شاید بتونم خودمو به عنوان مدرس زبان انگلیسی قالب کنم به این اموزشگاه اول و برای کلاسهای زبان المانی ازشون تخفیف بگیرم تخفیف هم ندادن پولش میره به این کلاس...

هفته اخر خرداد هم ثبت نامه یعنی بعد از 3تا امتحان خفن من 


it's time for me to make my dreams come true

[ یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 2:30 PM ] [ مامیچکا ] [ 27 کلام پرتقالی ]


روز مادر مبارک

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
[ جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 10:38 PM ] [ مامیچکا ] [ 14 کلام پرتقالی ]


غروبهای جمعه

نمی دونم چه حکایتی داره این غروبهای جمعه..

که تمام حرفهای نگفته ...

تمام بغضهای نترکیده

تمام غصه های عالم

تمام بی حوصلگی های دنیا

تمام بیکاری ها..

تمام کارهای نیمه تمام

تمام کارهای شروع نشده

یهو تلمبار میشه رو دل ادم...

و تو 

کسی رو پیدا نمی کنی

تا حرفت رو بگی...

اگرم کسی بود...

خاصیت غروبهای جمعه

نمی زاره یه کلمه بگی...

حکایت غریبیه غروبهای جمعه...

اصلا دوستش ندارم...

[ جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 8:37 PM ] [ مامیچکا ] [ 13 کلام پرتقالی ]


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>